
دیشب چه شب سختی بود هرکاری میکردم خوابم نمیبرد خیلی کلافه بودم .. منتظر همون حس شیرین بودم ... حسی که شب قبلش همسرم اومده بود کنارم در خواب .. هعی ! نزدیک بود خود . ارضایی بکنم .... هوووووووووووف...
ادامه مطلب
خدایا ازت ممنونمممنونم که تو رو دارم همین که هستی خوشحالم و شکر ...میدونی این روزها چقدر غمگینم و چقدر احساس نیاز میکنم و نبودش و نداشتنش چقدر دلتنگم کرده ...این شب هایم میدونی به اشک و حسرت میگذره اما ! با همه ی این نداشتن ها که عمق جانم رو سوزونده و میسوزونه بهت یقین دارمو میدونم عین عدالتی ... ناراحت نیستم که بهم ندادی و میدونم نمیدی بهانه گیری این روزهایم رو بذار پای درددل با خودت و اینکه کسی رو جز تو ندارم تا بهش بگم .میدونم این روزا خیلی بهانه گیری میکنم و همش سراغشو ازت میگیرم اما تو همش یه نشونه سرراهم میذاری و من احمق و نفهم باز میرم سر خونه اول .چق...
ادامه مطلب
وقتی فکر میکنی همه چیز آروم و خوب شده یهو یه بادی میوزه و همه چی رو با خودش کن فیکون میکنه و در هم میپیچه . چقدر دوست دارم دیشب دیگه تکرار نشه :)...
ادامه مطلب
حوصلم خیلی سر رفته خسته شدیم تنهایی ...
ادامه مطلب